ایرانبا درود و پوزش بسیار به علت وقفه طولانی که درنوشته هایم ایجادشد نوشته های خودرادرباب خودآگاهی ادامه میدهم... درمرتبه پیشین بیان کردم که برای غرور ازدست رفته میهن ابتدا بایست سرگذشت خویش را در سیر تمدن بشر بشناسیم که اگر موجب افتخاراتی بوده ایم چگونه وبدست چه کسانی؟ به آغاز شکوفایی ایران برگردیم اینکه اولین حکومت رسمی درسرزمین ما چه بوده وچه ویژگیهایی را دارا بوده است واینکه چطور زمینه را برای مهیا شدن حکومتی قدرتمند بوجود آورد و اما حکومت مقتدری که به دست یکی از دلاوران و ناموران تاریخ بنای آن  ساخت وساز شده بودوتوسط افرادی مقتدر بدنه استواری را به خودگرفته بود-در سالیان بعد- دیری نپایید که به خاطر فساد درباری و عرزه نداشتن پادشاهان از ارتفاعات شکوه به چاله بی آبرویی رسید وسپس ورود خارجیها وتاخت وتاز آنها وسعی در تحمیل فرهنگ خود برسرزمین تصرف یافته ازقبیل مسائلی بوده که هم میهنان ما به دچار بوده اند  منتها بار افرادی پیدا شدند که خواستار بازگرداندن  سلامت ایران بودند که شاید این طور بیان شود این تلاش زمینه ای بوده برای اینکه  نفسهای ازبین رفته کشورمان برگردد به عبارت بهتر باز هم افرادی پیدا شدند که توانستند ایران را درعرصه جهانی به حالت یکه تاز بر اریکه قدرت بنشانند اما همین هم دوام نداشت که بازاشخاصی باهمان ویژگیهای مذکورکه در سطور بالا نام بردم که به موجب ازبین بردن بسیاری از افتخارات می شد مایه گم شدن فرهنگ ما را فراهم کرد البته  این را بگویم که علاوه بر این ویژگیها-مشکلاتی وجود داشتند که سرزمین ما با آنها دست وپنجه نرم می کرد مشکلاتی همچون رویارویی با رقیب وهجوم قبایلی و... باید در این علل دخیل شوند به هر حال بعد از این واقعه وارد دورانی میشویم که عصر غریب بودن مملکت ماست . عصر آشنایی با فرهنگ های بیگانه.عصردوری ازفرهنگ اصیل ومواردی دیگر که من بهتر میدانم در جلسه بعد آنها را  بشمارم و توضیح میدهم... ادامه دارد.../نوشته  هانظرات خودم هستند وبه قصد تحمیل نوشته نشده/